تبليغاتX
بر دلم بود...! - ولایت فقیه(قسمت اول)

 

بسمه تعالی

 

اکنون در برحه ای از زمان قرار داریم که بیشتر هجمه دشمنان نظام جمهوری اسلامی به مقام ولایت و رهبری جامعه است پس بر آن شدم تا سخنرانی یکی از اساتید را که در حل شبهات -و سوالاتی که ذهن مرا مشغول میداشت - موثر و راهگشا بود  خلاصه و با کمی تغییر پیاده کرده تا مورد استفاده دوستان نیز واقع گردد... کوتاه سخن متن به صورت زیر میباشد

ولایت فقیه:

اینکه جامعه نیازمند به یک حکومت است ،احتیاجی به اثبات ندارد. مشخص است و واضح . و فطری است(ناظم برای هر جامعه ای لازم است).

امام رضا(ع): هیچ قومی نیست مگر اینکه رئیسی داشته باشد.

در فلسفه سیاست 3 سوال مطرح میشود:

1.چه کسی حکومت بکند؟   برای پاسخ به این سوال باید مشخص شود که حکومت جامعه با چه ساختاری باید باشد ... پس جواب سوال یک در سوال دو مطرح میشود 2.چگونه و با چه ساختاری حکومت کند؟   سوال دیگری را برای پاسخ دادن به این سوال باید پاسخ گفت ، که سوال سوم است

3.چرا حکومت کند؟

پس جواب هر سوال در پرتو جواب سوال دیگر است. که جواب 3 ، سعادت دنیا و آخرت است و الی اخر.

 

  

نکاتی به شرح زیر نمایانگر اهمیت این بحث میباشد

1.قدرت و حاکمیت چیزی است که همه جا طالب دارد.

2.آن کسی که باید حاکم باشد،باید فقیه جامع الشرایط باشد.

اهمیت این موضوع ، به عنوان یک آموزه ی عقیدتی و اسلامی .این بحث در قدم اول ،یک بحث تاثیر گذار  است و در دیگر معارف اسلامی نیز عقاید ما از این موضوع متاثر میشود.در فهم آیات و حتی در فقه تاثیر می گذارد.و نیز در زندگی انسان و رفتارها و ... اثر دارد.

3.اهتمام دشمن در مبارزه با اصل ولایت فقیه

اهمیت بحث موجب شده که دشمنان هم به آن توجه کنند و مورد حمله قراردهندش.

(مقر فرماندهی را بزنند تا کل لشکر از بین رود)   <<<< زرشک!

در این راستا در امریکا گروه تحقیقاتی تشکیل شده که اصل اول مبارزه علیه ایران را "مبارزه با ولایت فقیه" قرار داده.

هدفشان به هیچ وجه شنیدن پاسخ نبوده زیرا کلی شبهه ریختند بدون اینکه پاسخ ها را بشنوند.

4.عدم دسته بندی مناسب با مخاطب

استاندارد اموزشی در این بحث رعایت نشده.برای قشر دانشجو،طلبه،دانش آموز،و ... کتابهای مورد استفاده هر قشر در این موضوع مشخص و جدا نیست.

5.عدم استدلالهای متناسب با مخاطب

شیوه های استدلال ما مخاطب را راضی و قانع نمی کند.اکثر بحث ها تخصصی اند و مخاطب عامی متوجه آنها نمی شود.

6.موضوع تکراری شده و هردفعه هم بدون نتیجه و بررسی صحیح   به عبارتی موضوع لُوس شده

گاه بیان و طرح این موضوع می کویند" اه،باز هم این موضوع،خفمون کردید بابا! قبول"

 

نمی خواهیم به تاریخچه طرح شبهات بپردازیم.

"کتاب ولایت فقیه از منظر فقها و مراجع"  نوشته:مسعود معصومی'  می تواند منبع خوبی باشد برای مطالعه در این زمینه.

 

اثبات ولایت فقیه:

1.قرآن:27 آیه به این موضوع اشاره دارند.استدلال 7 آیه درکتاب ولایت فقیه درآیات(آقای آذری قمی)

2.سنت.27 روایت درکتاب عواید الایام مرحوم نراقی و8روایت دیگرتوسط امام خمینی ره=25روایت

3.عقل. 4 نوع استدلال شده یکی از آنها به دو گونه مطرح می شود. پس 5 استدلال عقلی .

4.اجماع. 1

   ----------------

   جمعا 51 روش استدلال

 

هر کس به طریقی اثبات می کند..خمس با همه فروعاتش ،1 آیه بیشتر ندارد و محکم هم هست ولی ولایت فقیه که یکی از پر استدلال ترین هاست،بوسیله جوسازی و شبهه اندازی ...

عده ای میگویند ولایت فقیه از مسلمات است و دلیل نمی خواهد    تصور کن<~تصدیقش میاید   نظیر امام خمینی(ره)، شیخ انصاری، ...

عده ای هم معتقدند کلیه روایات مربوط به امامت ،بر ولایت فقیه دلالت دارد.

 

 

معنای فقیه:  

         │لغت: آگاه

         │اصطلاح:آگاه به احکام رفتارها و و اعمال مکلفین از ادله اربعه

کسی که بتواند حرمت و استحباب و ... مسائل مختلف را بگوید.

*احکام را از قرآن،سننت ،عقل و اجماع دریابد.

_پس مقلد نمی تواند حاکم باشد.

 

معنای ولایت:

          │ لغت:1.سرپرستی  2.دوستی  3.نصرت و یاری 4. تاثیرگزاری 5.آزاد کردن  6.آزاد شدن

                7.آزاد کردن 8. داماد  ...  27.همسایه   (همه معانی در کتاب الغدیر علامه آمده اند)

          │اصطلاح:حق سرپرستی اجتماع

 

_آیا در زمان غیبت کسی که احکام افعال را می داند باید سرپرست جامعه باشد؟

_بله ؛زیرا:

 

->>بحث نظری ولایت فقیه<<-

مقدمه اول:1-همه افعال دارای یکی  از احکام پنجگانه است(وجوب ،کراهت،حرمت،استحباب،اباحه)

مقدمه دوم:2-آگاهی به احکام پنجگانه نیازمند تخصص است.

مقدمه سوم:3-برای آگاهی به احکام باید به متخصص رجوع کرد.

                  تا مسلح به این آگاهی نباشیم،باید برای فهم حکم افعال به متخصص رجوع کنیم.

مقدمه چهارم:4- در مسائل اجتماعی رجوع به افراد کثیره ،مستلزم هرج و مرج است.

                  پس باید به یک نفر مراجعه کرد در مسائل.به چه کسی؟ به متخصص ترینشان.

مقدمه پنجم:5- پس باید به متخصص ترین فرد در مسائل اجتماعی مراجعه کرد.

                  باید فرامین او را رعایت کردو دستورات او برای ما الزام آور است شرعا.

                     همان دلیلی که می کوید در مسائل فردی به مرجع تقلید رجوع کن می گوید که در مسائل اجتماعی به

                     متخصص ترین آنها مراجعه کن.

                      اگر مسئله ای از مسائل اجتماعی شد، او برای ما استخراج می کند و به ما می گوید( با تخصص خودش)

                      آن کسی که در شرایط از همه بالاتر باشد می تواند حکومت کند.

 

در پست بعد به جایگاه مرجعیت و ... در نظام اسلامی خواهیم پرداخت

لا حول و لا قوه الا بالله

+ نوشته شده توسط ماه نو در سه شنبه 1385/08/02 و ساعت 1 AM |